Sunday، March 19، 2006

گنجی

گنجی هم آزاد شد. خانم شفیعی، تبریک.



برای همسر گنجی

Wednesday، March 15، 2006

چهارشنبه سوری بدون تلفات

امسال خدا با ما بود و تلفات ندادیم. البته دلیل داشتا! چون همسایه بغلی تلفات داد و بچه های خیابون پشتی لطف کردن و دیگه نارنجکشون رو به شیشه ما نکوبوندن.
بچه های خیابون 119، مرسی از لطف امسالتون. خدایش امسال دیگه پول شیشه نداشتیم. شاهکار سال قبلتون رو هم هنوز درست نکردیم.

Monday، March 13، 2006

به دلایل ناگفتنی!

من اعتقاد داشتم اگه یه دلیل از آسمان بارش نکنه، گنجی آزاد میشه، نگو میشه دلیلی هم از آسمون نازل نشه و گنجی باز هم آزاد نشه!

این بادمنجون دور قاب چین هم عجب خودش رو ضایعه می کنه ها! آدم باید مثل «هادی ساعی» سنگین باشه، نه مثل این جناب هرکول! یکی میشه به من بگه ایشون از انرژی هسته ای چی می دونن که حالا حق مسلم ما شده؟

Saturday، March 11، 2006

عیدی سال جدید

گوشیم رو دزدیدن! حالا من از کجا پول بیارم دوباره گوشی بخرم؟؟؟؟؟

Friday، March 10، 2006

مشمئز کننده

مشمئزکننده، تاسف آور، خطای بزرگ سیاسی، خامی، بی تجربگی، اسمش رو هرچی دلت می خواد بذار. فکر می کنم این وظیفه نسل شما بود که نسل ما رو دوراندیش و عاقبت بین بار بیارین که متاسفانه همه خیال پرداز و آرمانگرا شدن و جز آرمان هیچ چیز دیگه ای نمی بینن.
همه دنبال مدینه فاضله اند اما فراموش کردن مدینه فاضله فقط با میانه روی بوجود میاد. همه تند رو شدیم، همه از لبه های پشت بام سیاست پایین افتادیم.
نسل شما از تجربیاتش درس نگرفت، به ما هم یاد نداد که درس بگیریم. عاقبتمون شده همینی که میبینی.
پناه می بریم به جایی که خودشون در تحلیل های خطاشون موندن و خودمون کمک می کنیم به نابودی آرمان هامون.

Sunday، March 05، 2006

چهارشنبه سوری.

امروز با رفقا رفته بودیم ددر!! تماشای چهارشنبه سوری! داستانی فوق العاده ساده و بازی هایی بسیار عالی. یه ذره غافلگیر شدم. اصلا نتونستم پایانش رو حدس بزنم اما فکر کنم این از خنگی من بود چون دوستم آخرش رو حدس زد. از بازی بهرام خیلی خوشم اومد مخصوصا وقتی پشت سرش نارنجک زدن و وحشت کرد. خیای قشنگ کپ کرده بود.

پ.ن:
صحنه های چهارشنبه سوری فیلم شاید برای خیلی ها غیر قابل تصور باشه از جمله برای دوست من اما من بدتر از این رو هم دیدم. امروز هم در مراسم پیشواز از چهارشنبه سوری، شیشه در اصلی آپارتمان شکست!

Saturday، March 04، 2006

چون تو جانان منی...

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
دل زمن بردی و پرسیدی که دل گم کرده ای
این چنین طراری ات با من مسلم کی شود
چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دلخستگی زایل به مرهم کی شود
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در درنیایی از دلم غم کی شود
خلوتی می بایدم با تو زهی کار کمال
ذره یی هم خلوت خورشید عالم کی شود

عطار - دیوان اشعار

Friday، March 03، 2006

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی...

انگار که می خوان شدت حساسیت مردم رو بسنجن. تعطیلی 29 اسفند و 13 فروردین رو مورد تهدید قرار می دن و معلوم نیست چه هدفی در سر دارن.
نمی دونم اگه حسن صباح الان زنده بود، فداییانش رو به سراغ اینها می فرستاد؟ حسن صباح به نام «احیای اقوام ایرانی» قیام کرد و در کنار قدرت طلبیش، حداقل افکار ملتهای ایران رو درباره گذشته سامان داد و پایه گذار اسقلال فکری اقوام ایرانی از اعراب شد. حالا بعد از گذشت بیش از 7 قرن یه عده به قصد قدرت طلبی، قصد افتراق اقوام ایرانی به نام دین رو دارن.
خیلی جالبه!