* از یه کلمه خیلی متنفرم که شنیدنش یا خوندنش مثل پتکیه که تو سرم می خوره و متاسفانه در هر نوشته رسمی که می خونم از این کلمه استفاده شده. بی ریخت تر از کلمه «می باشد» در زبان فارسی وجود نداره؟؟؟
* این اخبار ساعت 8:30 بعد از ظهر شبکه دو چقدر مسخره هست. یه زمانی از سیمای لاریجانی می نالیدیم، حالا من در حسرت همون سیمای لاریجانی هستم! این تلویزیون چرا اینقدر افتضاح شده؟ اصلا یعنی چی با زبان شکسته اخبار می خونن؟ پس زبان فخیم و استوار نوشتار کجا رفت؟ کی داره فرهنگ و زبان رو به نابودی می کشونه؟ وبلاگ یا تلویزیون؟؟
ماشالله که تلویزیون دست هرچی آدم بی ادبه از پشت بسته. چه چیزهایی که گفته نمیشه! عجب دانشگاه انسان سازیی شده این تلویزیون!! نابود کننده فرهنگ ایرانی یا به قول حکومتی ها، فرهنگ ایرانی- اسلامی!! شده. کمر یه قتل فرهنگ بستن! ماشالله. «آقا» چرا مراد نمی بینن؟؟
* چند وقت پیش داشتیم سر به سر پسرخاله ام می ذاشتیم که «این چه خطیه شما دارین؟ خوبه استاد دانشگاه هستین و این خط رو دارین! از اون استادایی هستین که دانشجوها دلشون می خواد پای تخته هیچی ننویسن. بابا! دکترای فیزیک خوش خط!!» و از این حرفا. یه دفعه پسر 7 ساله پسرخاله به من گفت: تازه خط مامانم رو ندیدی! اونقدر بدخطه که از خجالت، انگلیسی می نویسه! (توضیح: خانم پسرخاله، جراح هستن)