دیروز شاگردام امتحان داشتن. ممتحن از وزرات کار میاد و از هنرجوهای آموزشگاه های زیر نظرشون امتحان میگیره و بهشون مدرک میده.
سوالات امتحان کتبی وزارت کار معمولا ثابته و سالهاست که تغییر نکرده. یادمه وقتی خودم امتحان سخت افزار دادم تنها یک نمونه سوال طراحی شده بود و آموزشگاه ما هم سری قبل سوالات رو دزدیده بود! جواب سوالات رو به ما دادن و من از امتحان کتبی نمره 92 گرفتم! حالا بماند که همدوره ای هام اینقدر باهوش بودن که حتی بعضی هاشون افتادن!!! و بماند که من همیشه می گم مدرک سخت افزارم رو همه جا باید قایم کنم تا کسی نمره کتبی و عملی من رو نبینه (عملی هم 92 شدم امام سخت افزار هیچی حالیم نبود!!!).
تمام این مقدمه ها رو چیدم که بگم یه کتابی هست که مرجع پاسکال آموزشگاههاست. توی اون کتاب 3 سری سوال امتحان پاسکال وزارت کار اومده.
توی این چند روز من این سوالات رو با بچه ها کار می کردم. طوری که بچه ها تقریبا سوالات رو حفظ شده بودن. دیروز دقیقا سوال سری سوم ازشون امتحان گرفته شد. از 6 نفری که پاسکال امتحان داشتن 4 تاشون شاگرد من بودن. هر 4 تا بعد از امتحان کتبی به مامانم که رییس آموزشگاه هست و مثلا من هم دخترش نیستم!! گفته بودن که سر جلسه ما فکر می کردیم سر کلاس نشستیم و خانم مهران دارن ازمون این سوالات رو می پرسن!!
سر جلسه فقط یه سوال رو به بچه ها رسوندم. اون سوال رو هم سر کلاس گفته بودم هر دو گزینه درست هست که یکی از بچه ها از ممتحن سوال کرد کدوم رو بزنه که ممتحن یه جوابی داد که بر اساس اون من جواب رو به بچه ها رسوندم.
خیلی جالب بود. مامان ممتحن رو می فرستاد بالا بعد به من که بالا بودم می گفت: خانم مهران! تشریف می برید پایین سیستم ها رو روشن کنید!! من رو می فرستاد پایین که جواب سوال رو به بچه ها بدم!!
آی! یه دزد و پلیس بازیی در می اوردیم. یکی می پایید که ممتحن نیاد پایین من هم جواب به بچه ها میدادم.
یه بار که مامان می خواست من رو بفرسته بالا و ممتحن هم پایین بود بهانه اورد که کیبورد یکی از بچه ها عدد رو نمی زنه برو درست کن. اینقدر این رو بلند گفت که 10 تا کوچه اون طرف تر هم صدای مامان رفت. من هم بلندتر از مامان گفتم: کی برد خرابه؟ الان میرم درست کنم.
رفتم بالا برنامه شاگردام رو درست کردم!!!
فکر کنم 3تاشون عملی رو قبول شن و هر 4 تاشون کتبی رو.
بعد از امتحان شاگردام رفتن پیش مامان و ازش خواسته بودن که از طرف اونها از من معذرت خواهی کنن به خاطر اذیت هایی که توی طول ترم من رو کرده بودن.مامان هم جلوی اونها به من گفت بچه ها اومدن معذرت خواهی!.
آی! یه معلمی شدم من!!!!!