Friday، February 02، 2007

من فقط می خندم...

کار من خندیدن است
به جهان می خندم
به جهانی که تو را زاده است
آری آری به جهان می خندم
به گردش دور فلک می خندم
به عمر گذران می خندم
که لب جوی نشسته ام و گذرش می بینم

کار ما بیهوده است
گذر عمر عبث است
من و تو جز اضافی باری بر دوش زمین
چه به آن افزودیم؟

نثر آهنگینم به نشان از دل شادانم نیست
من فقط می خندم
به جهان می خندم